ما فقط گريه کرديميکشنبه 24 تير ماه 1386   01:04  

 جام جم: غلامرضا بروسان سال 1352در مشهد متولد شده است. تجربه هاي مختلفي در غزل و شعر سپيد در شعرا او قابل ملاحظه است.
بروسان از جمله شاعران جواني است که ذهنيت تصويرگراي فوق العاده اي دارد و پاره هاي درخشان شعري در آثارش نشانگر آن است که شاعري در حال دورخيز براي فردايي روشن تر است ؛ اگر ويرايش شعري و دقت در جزييات کلام را بيش از پيش مورد توجه قرار دهد.
مجموعه نخست او «احتمال ، پرنده را گيج مي کند» نام داشت و دومين مجموعه اش با عنوان «يک بسته سيگار در تبعيد» به عنوان بهترين مجموعه شعر جايزه شعر خبرنگاران در سال 85 انتخاب شد.

ما گريه کرديم/ ما گريه کرديم و شاخه نزديک دستمان را
شکستيم و گريه کرديم /ما فقط گريه کرديم
نمرديم/ با من حرف بزن/ با من حرف بزن
مثل يک پيراهن نارنجي با روز/ مثل وقتي که يک ابر
صرف شستن يک سنگ مي کند
حياط مدرسه / براي من حياط مدرسه
استراحت غمگيني است بعد از کار؟
بچه ها ناخن هايشان را
تا آرنج جويدند *
و در سوت ناظم حکمتي نبود
باد با تکه روزنامه چه مي کند؟
گاهي دلم
به اندازه غاري که آدمهايش به جاي ديگري کوچ کرده اند
مي گيرد
و تنهايي / مثل مورچه اي روي دستم راه مي رود.
گاهي دلم گلي مي شود/ که زنبوري در آن مرده است.
سردرگمي هاي زني را دارم حالا
که شويش را کشته باشند
مرداني با ابروهاي پهن.
سر درگمي هاي زني را دارم
درختان مجاور پيرند
و هيچ کفشي اشاره اي به حرکت نيست.
در برف / کلاغي که مرده بود
کفش من بود؟
ولايتي بودم در بلخ / که دامن از اطراف گرفتم
تير خوردم / و صدايم
چون هجايي گرسنه از کوه بالا رفت.
و زيبايي / چون علفي در برابرم روييد.
دستت را روي قلبم بگذار/ مي خواهي که بشنوي
خودم را موريانه و چوب ديدم
مي خواهي که بشنوي / نيزاري تا زانو در آب فرو مي رود
مي خواهم که بشنوي / با رنج به ديدار من بيا
باغمي که طلاي درونت را آب کند
در تيمارستان / معشوقه واقعيت ندارد
و بال هيچ بالشي به رويا نمي رسد...

* ما ناخن هايمان را تا آرنج مي جويم. اوکتاويوپاز

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا بديع

سلام . قربون هرچی بامرامه ...

رضا عابدين زاده

خواندم

فرشته مهر

In the name of god whatever I have belongs to him brief writings by Mitra aghdasi * birth day * Any rising is another birth and "time for living" is a valuable gift هر طلوع تولد دوباره است و "زمان " هديه گرانبهاي حضرت دوست به ماست Translation of gods silence* Lik me and don’t depend on what will be died ترجمگان سکوت خدا: مرا دوست بدار و به ميرا دل مبند Cry of god * Don’t cry my god Idont commit a sin گريه خدا ! گريه نکن خدا ! من گناه نمي کنم . * Please smile: You are in front of god s hidden camera and His angels so please smile لطفا لبخند !

فهيمه

سلام وبلاگ زيبايی داريد ممنون ميشم اگه به من هم سر بزنيد

مهدی عباسی

شمس وشراب: در کامنتهای "پنج تجربه ی کوتاه کوتاه" دو تجربه ی کوتاه دیگر خواندم اولی تجربه ای از احسان.....

امان

در خوابگاه مردگان با خلق و خوی شما دختران ایلاتی بهتر همان که قافیه ام را تفنگ بنویسم

محمد رضا کاظمی

شايد کمی کش مکش بد نباشد به کجا می رود این تحفه لنگ بروز و منتظر شما

حميد ناصحی

سلام وبلاگ " شعر در مکتب مشهد " افتتاح شد حضور سبزتان را ارج می نهیم

فرشته مهر

http://khoraasan.persianblog.ir/

آتنا

با عرض سلام و خسته نباشید . واقعا از شعرهای زیباتون لذت می برم . شما واقعا فوق العاده اید.از صمیم قلب براتون آرزوی موفقیت می کنم . علاقه زیادی به شعر و ادبیات دارم ولی متاسفانه قادر به گفتن شعر نیستم.کاراتون شاهکاره!