"شهود شرقي"مجموعه اي از غزلهاي شاعران خراسان است كه انتشارات سوره ي مهر آن را منتشر كرده است.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در اين مجموعه مي توان از شاعران نامداراين خطه همچون عماد،اخوان،يغما؛شفيعي كدكني،صاحبكار، شفق، سهيل محمودي و...ونيز شماري زياد از نوآمدگان اين عرصه شعرهايي خواندني يافت.

اين مجموعه در 147صفحه وشمارگان2200نسخه در سال84منتشرشده است.

جاي ان دارد از تلاش و حسن انتخاب خانم زهرا محدثي خراساني شاعر خوب و ارجمند كه زحمت گردآوري اين كتاب را بر عهده داشته اند نيز سپاسگزاري كنيم.

با خواندن دو غزل از اين مجموعه ،تهيه آن را به همگان توصيه مي كنيم:

 

دستهاي دعا

*عليرضا سپاهي لايين

 

فوراه ها كه يخ زده  بودند وا شدند

 

در ناگهان ظهر زمستان رها شدند

 

 

تكرار سربلندي ديرين خويش را

 

هربار پيش ازآنكه نشينند ،پاشدند

 

 

هرچند شوق رفتشان بسته بود پای

 

درراستاي قامت خود جابه جا شدند

 

 

فوراه هاي ساده كه از ارتفاع رود

 

در زير بار روشني خويش تاشدند

 

 

فواره هاي تاشده با دسته اي زلال

 

در دست آفتاب زمستان عصا شدند

 

 

درگيرو دار صحبت فواره و عبور

 

ياران باد وارد اين ماجراشدند

 

 

فواره هاي رم زده در هاي و هوي باد

 

يك دست،دستهاي بلند دعاشدند

 

 

يك عده در عبور خود از ابر و آسمان

 

در امتداد روشن خود تا خداشدند

 

 

يك عده نيزخسته در آوردگاه باد

 

ازخويش با خيال نشستن جدا شدند

 

 

فواره ها-خلاصه بگويم-كه عاقبت

 

يك عده ما شدند و گروهي شما شدند

 

 

فرصت مليح

*بهزادپورحاجيان

 

افتاده ام دوباره تر از سيب برزمين

 

حواي من گناه قشنگ مرا ببين

 

 

لختي بچرخ فرصت ممنوعه ي مليح!

 

يك جرعه ازلبالب شعرم غزل بچين

 

 

از شطح گيسوان تو مه مي چكد به ماه

 

اي آسمان نشسته به انگشترت نگين!

 

 

رفتار چشم توست سفرنامه ي ختن

 

عنابهاي هندي و بادامهاي چين

 

 

داغ تو بود بر تن اين دشت سوخته

 

اين قدر برملا نشو زيباي آتشين!

 

 

آيا عبور مي كند از سرزمين يخ

 

ارابه ي بلور تو از آتشين كمين؟

 

 

آيا دوباره مي رسي از دورهاي دور

 

بايك بغل ستاره و دريا درآستين؟

 

 

تا چشمه پا به پا مكن اي دختر بلوط!

 

در اين دقيقه هاي نفسگير واپسين!

 

 

/ 21 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حجت خسروی

سلام .... هر دو غزل عالی بود! دستتون درد نکنه!بهروز هم باشيد!

مهدی مزارعی

سلام هم آسمانی...با غزلی متعلق به دوران آغاز شعر بودنم به روزم....منتظر نظرات مفيدتان هستم....ارادتمند:مهدی مزارعی

محمدكاظم كاظمي

آمدن تا سر كوي تو ضرور است مرا / پاي اگر ماند ز رفتار، به سر مي‌آيم.

سعیدی راد

سلام. انتخاب های خوبی داريد. هميشه سبز باشيد.

حسين ابراهيمي

با يك ديدگاه متفاوت رفته ام سراغ انرژي هسته اي . ..يا علي http://dohol.persianblog.ir

مانی و رکسانا

سلام خسته نباشید لطفا به دوستانتان بگویید که به ما هم سری بزنند ما ادرس بچه های نیشابور را نداریم

یه دوست

هيچ چيز نميگم کارتون عاليه در مورد اين وبلاگ هم نظر بديد اميدوارم با من همکاری کنيد من فقط می خوام اوضاع شعر نيشابور بهتر بشه همن

یه دوست

خیلی دوست دارم بدونم این مانی و رکسانا کی هستند البته تابلو دارن رد گم می کنن آخه یه نفر بیشتر نیس منم میشناسمش یه ادم عقده ای

مانی ورکسانا

سلام. نشد که به این کار ادامه بدیم اخه یکی ترسیده بوده و این وبلاگ رو هک کرده بود اما بگذریم شجاعت تنها سهم اندکی است لطفا به ما سر بزنید ما حتما در نقدهایمان صاحب ایراد میشویم