<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

*مصلوب دارهای اشاره

*حافظ ایمانی

*چاپ اول زمستان 1384

*قیمت 2500تومان

 

امروز بی بهانه دلم تنگ است

 

هرچند این زمانه ...دلم تنگ است

امروز بی بهانه دلم تنگ است

 

چشمت قرار بود بجوشد باز

باز ای شرابخانه دلم تنگ است

 

مجنون قصه های تو خود را کشت

یعنی که عاشقانه دلم تنگ است

 

من کوچه کوچه کوچه دلم تاریک.....

من خانه خانه خانه دلم تنگ ست

 

باران ترانه های لبم را شست

باران...لبم...ترانه.....دلم تنگ است

 

در من تمشک بوسه نمی روید

زخمی بزن جوانه!   دلم تنگ است

 

لبخند خاطرات مرا برگرد

برگرد کودکانه دلم تنگ است

 

دیروز یک نشانه ....دلم لرزید

امروز یک نشانه .....دلم تنگ است

 

سر را به شانه های که بسپارم؟

آه ای کدام شانه ! دلم تنگ است

 

 ماه از شانه ی کتان افتاد

 

در حنا بندی ی دوات و درفش، به تماشا نشست فقدان را

می گذشتند اسبهای سیاه، می شکستند هر قلمدان را

 

بامیان راه راهַ فیروزه، کلک میرفت تا عقیق شود

جمع بی چارگان بی گندم، می سرودند پاره ی نان را

 

ماه از شانه ی کتان افتاد کوچه بوی حلبچه می گیرد

بربط از کوک عشق خارج شد تا بنوشیم روز پایان را

 

خشکسالی به جان قرن افتاد که بخواند نماز ذوالقرنین

هفت وادی کویر و دیگر هیچ، نتوان دید خواب باران را

 

دخمه در زخم، درد پشت نمک، آنچه این روزگار می بخشید

روزی از راه می رسد که فلک بدهد بی تقاص تاوان را

 

باد خلف آمد و ورق برگشت تیغ کندی که تیز می گردد

کسی از قتلگاه اسماعیل به سلامت نمی برد جان را

 

نه به کاشی شراب میریزد و ونه خون میشود دل از خرداد

که نه روح القدس مدد فرمود، و نه کوهی شنید فرمان را

 

رنگ بوران به استخوان می زد سقف فریاد تا دهان نرسید

که من ای پیر پیرهن چرکین، بدرم پرده ی زمستان را

 

چشمها سرمه سود هرزگی اند، آبها شوکران فهمیدن

بسرایید شاعران شهید ذات اندوهگین انسان را

از حافظ ايمانی به خاطر کاهلی در ارسال مطلب برای معرفی مجموعه اش گلايه داريم و از رضا عابدين زاده برای زحمتی که کشيد ممنون...

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا عابدين زاده

سلام..........۵شنبه ی همین هفته........نقد کتاب ((مصلوب دارهای اشاره)) در نگارخانهی میرک مشهد...............با حضور: دکتر منوری..استاد ساعی...محمود اکرامی...جواد گنجعلی...استاد کیانی..................احتمال دارد دکتر سید مهدی موسوی هم حضور داشته باشند

رضا عابدين زاده

حضور شما موجب تسلی روح.............

حسين قلی

روزی یکی از دوستانم می خواست به طور صریح نظرم را در مورد یک شعر بداند (از همون شعر های ادونسگاردی که خیلی از ما به هوای اینکه حرفی ندارد از کنارش می گذریم بدون اینکه بیندیشیم که ما در این شعر حرفی برای گفتن نداریم) ومن توضیح دادم که این شعر مانند یه مدل غذاست که فقط برای خوردنش یه مدل قاشق یا چنگال خاص میخوای وتازه شاید دفه اول زیاد از طعمش خوشت نیاد حالا این سید مهدی موسوی ما بدون قاشق وچنگال میخواد پست مدرن کار کنه . نمیخوام بحث گذار رو مطرح کنم واینکه برای رسیدن به پسامدرن باید از مدرن گذر کرد به خاطر اینکه حتی بحث به اونجا هم نمی رسه. مهدی موسوی در این مقاله طوری صحبت می کنه که انگار فقط به طرز مبهمی یه چیزایی در مورد الفبای پست مدرن شنیده یا خونده. اشتباهات و تصورات ایشان کلی است . من پیشنهاد می کنم ابتدا ترجمه های معتبری از نقد جدید و استراکچرالیسم و پستاستراکچرالیسم وفرمالیسم روسی وآمریکایی و دفرنس(متفاوط نویسی)و دکانستراکشن وحتی مارکسیسم و فرویدیسم را بخوانی تا به تعریف و تصور دقیقی از ادبیات جدید (آنچه در سراسر دنیا پیرامونش بحث می شود) برسی و بعد تازه بفهمی پست مدرنها چه می گویند

مجيد اسطيری

سلام به همه ی دوستان خراسانی . دعوتتون می کنم به خوندن يه غزل و کاری زيبا از حافظ موسوی . بدرود .

پیپ قرمز

با نکته هایی از پست مدرنیسم به- روزم . پیپ قرمز

نرگس برهمند

كتاب آقاي ايمانيان چند روزيست كه به دستم رسيده است. گاهي زيباست و گاهي فراواني اسم هاي خاص اذيتم مي كند. به هر حال بايد گفت: خسته نباشيد. با يك غزل به روزم و منتظر دوستان .

خراسان

سرکارخانم برهمند ! اگر نقد کتوب و مفصلی بر مجموعه بنويسيد خوشحال می شويم و در اولين فرصت در وبلاگ قرار می دهيم

فاطمه شمس

من را هم قاطی خودتان حساب منيد بچه مشهدم ساکن تهران با وبلاگی از غزل...

خراسان

سرکار خانم شمس اگر آدرس را تصحيح بفرماييد ممنونيم