آن ساعت بعید

اولین پست شعر جوان خراسان در سال جدید به شعرهای تکتم افشنگ شاعر خوب خراسانی اختصاص دارد. امیدواریم دوستان دیگر در ارسال شعرهایشان برای پربار شدن این وبلاگ که آیینه ای است از فعالیت شاعران جوان دیارمان کوتاهی نکنند- بدان امید

1)پیش از تندر

سرزمین مادری ام را به تو خواهم سپرد

به دستهایت

که آسیمه سر آماج بوسه هایی است که دوستت نمی دارند

از آمدنت صاعقه برمی زاید

و از نیامدنت.

تا به چشمهای تو معتادم

نگاهت را بر تاب

می خواهم رنج را رنجه کنم!

من به بوسه های تو و آنان که دو ستم نمی دارند معتادم

دستهایت را پیش آر!

می خواهم ریشه کنم

سرزمین مادری ام سلول تا سلول دستهای تو را می شناسد

بنفشه ها روزهای آخِر اسفند ریشه کرده اند

دستهایت را پیش آر

دور چشمهایم کبود شده است

   ۱۳۸۱.۱۰.۲۷                               

 2)

ساعت بعید

پیوند من با تو

پیوند غمگنانه ی روز است با خورشید

آن ساعت بعید

که محبوب در کبود غروب مغضوب می شود

        

۱۳۸۱.۱۲.۱

۳تیزخند

من آنجا ایستاده بودم

کنار در

و هوایی نارس

- شبیه ملال -

فضای اتاق را آکنده بود

و نگاه آدمها

- بی لبخند -

به شد آمد اشارتهای فرتوت

و صلیب هیچ کلامی فضای سترون را نمی شکافت

من آنجا ایستاده بودم

کنار در

و تیزخندم در فضای اتاق منتشر می شد

و از آن پیش تر که با نگاهشان در آویزم

آدمها به هم خیره می شدند

و دیگر بار

کاغذهای خط خورده

و تردید های یأس آورشان را مرور می کردند...

من آنجا ایستاده بودم

 کنار در

و تیزخندم در فضای اتاق تخمیر می شد

از آن پیش تر که به چشمانشان خیره شوم

                                                       

 ۱۳۸۲.۰۴.۳۱       

4)

محبوب من

 دل به دانه های توت سپید بسته بود

من به شانه هاش

خرداد که شکست

از خانه ام گریختم...

18.05.1383

5)

رویای من از خاک سفید شده است

سنگی که با توده های برف

نام مرا پنهان کرده ...

27.10.1386

6)

طوفان

خانه را از جای نمی کند

خشم تو اما...

آرام بگیر

یا بمیر

تا زندگی

 به آرامش

بر چیده شود

10.01.1387

  

11.jpg

/ 40 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید حسینی

با درود دوره ی نوین ماهنامه ی بین المللی هنر، جای همشهریان خود را در صفحه ی شعر خالی می بیند.جای افسوس نیست آیا این دوستان(سیمین بهبهانی، پوران فرخزاد،علی باباچاهی، مسعد احمدی، منصور اوجی، مفتون امینی، محمد علی سپانلو، رزا جمالی، پگاه احمدی، روجاچمنکار...) اشعارشان را برای ما بفرستند اما خراسانی ها کمتر از دیگران..... بگذریم.

رضا بردستانی

سلام و درود فراوان بر شما چشم انتظار نگاه زيباي شما می مانم .[گل]

مهدی عباسی

داستان: پیری در سه خط نوشته ی مهدی عباسی نظر به اینکه پیری مقدمه ی مرگ است محمّد ِ امین مدتها به این فکر کرد که پدرش چگونه پیر شد تا بمیرد.

علی

از نوشته هایت لذت بردم امیدوارم همیشگی باشی برای قلم وشعر..... بیش از همه مشتاق آ شناییتان شدم سپهر تهران زمستان1387

ماشاالله خلیلی

سلام به شما تبریک میگم دوست عزیز خراسان همیشه قطب ادبیات ایران عزیز بوده وریشه های فرهنگی سیستان وخراسان از دیر بازباعث دوستی بوده وهست

لیلم

سلام دوست عزیز با پست های جدید همراه با نقد ادبی در خدمت هستیم سر بزنید متشکریم ضمنا خوشحال می شویم شما نیز از دوستان انجمن و بنیان غزل دراماتیک ایران باشید وما را همراهی کنید

لیلم

سلام دوست عزیز با پست های جدید همراه با نقد ادبی در خدمت هستیم سر بزنید متشکریم ضمنا خوشحال می شویم شما نیز از دوستان انجمن و بنیان غزل دراماتیک ایران باشید وما را همراهی کنید

سید مهدی نژادهاشمی

قلم در شعر بی مقدار من فریاد خواهد شد غزلهای درونم یک به یک آزاد خواهد شد نمی دانی چه بر قلبم گذشته بی تو این شعرم ... گواه آنچه بی شک اتفاق افتاد خواهد شد تپیدن های ناهنگام نبضم روز و شب آخر در آماج خیالت تشنه ی فولاد خواهد شد///مشتاق دیدار - م- شوریده