اینجا کسی برای شما مدّتیست که...

فاطمه شمس متولد ۱۳۶۲ در مشهد است و ليسانس جامعه شناسي و  دانشجويي كارشناسي ارشد جامعه شناسی دین و اسلام شناسي، به قول خودش هم گاهي معلم ادبيات است و گوش شيطان كر قرار است مجموعه اي  از كارهايش توسط جهاد دانشگاهي مشهد منتشر شود.

2vjbm7c.jpg

اینجا کسی برای شما مدّتیست که...

اینجا کسی برای شما مدّتیست که ...

هی بیت های گمشده را مدّتیست که...

پیدا نمی کند و دلش شور می زند

شاید برای اینکه شما مدّتیست که...

روی نوار مغز کسی راه می روید

این روح سر به راه مرا مدّتیست که...

حال بدیست اینکه فقط چهره شما

هی حک شود و مثل دعا مدّتیست که...

گاهی امید و گاه کمی ترس خنده دار

گرمای دستهای خدا مدّتیست که...

آنقدر بی تفاوت و سردی که عاشقی

از یاد و خاطر و دل ما مدّتیست که... 

بگذار جمله های بدِ نا تمام را ...

رک ! زیرخاک پای شما مدّتیست که...

له می شود تمام غزلها و شعرهام

آنتن نمی دهید و صدا مدّ تیست که...

صد بار روبروی شما...حرفهای پرت

آقا! میان گمشده ها مدّتیست که...

دنبالتان ... همیشه همین دور مضحک و

من آزمون ، شما و خطا مدّتیست که ...

می خواستم خلاصه بگویم ولی نشد...

اینجا کسی برای شما مدّتیست که...

هنوز در تب يك نقطه از لبت بي تاب

 

سه نقطه هاي تو گاهي هزار واژه ومن

هنوز در تب يك نقطه از لبت بي تاب

هميشه معني صد اضطراب... من، بي تو

هميشه ديدن بي پرده شما در خواب

چه عاشقانه پوچي! تو خوب مي داني

ميان اين همه رويا فقط تويي كمياب

و من چه خسته تو را چون سراب مي جويم

چه فصل خالي و تلخيست سهم من زين خواب!  

كجاست آنكه ز من آتشي بگيراند

بسازد از تن من قطعه قطعه هاي مذاب

و يا حضور تو را قصّه قصّه...فصل به فصل...

بخواند از تو غزل هاي نابِ بي پاياب

خدا کند که غزلهای آخرم باشد

خدا کند که شوم در غمت خراب،خراب

چه روزگار غریبیست نازنین، آری

نه حرف مانده برایم... نه عشق های مجاب

بیا... تمام کن این انتظار را در من

بدون شرح و سه نقطه ... پر از حکایت ناب↓

یکی نبود و یکی بود و او نبود ...و من

هنوز در تب یک نقطه از لبت بی تاب ...↓

فردا که خواب صادقه تعبير می‌‌شود:

 خواب ديـدم دیشب آن گودال بی پایاب را

در خودش جا داده بود آن ماه عالمتاب را

خواب دیدم آسمانی سرخ و بی خورشید و سرد

چــشـم‌هـایی را کـه مـی ‌پـرسـیـد سـمـت آب را

خواب دیـدم تلّ خـــاکی و زنـی تنـها بر آن

خیره در گودال خون می‌دید نوری ناب را

خواب دیدم نور را بر نیزه‌ها، سرخ و نجیب  

يــک جمــاعت کودک سر گشته و بی‌تاب را

خواب ديــدم آتــشــی وحــشی به جان خیمـه زد

سـوخـت رویـای مرا و پـاره کرد آن خـواب را

بالشم تر بود ... نم مي زد ميان صورتم

می‌ شنیدم شیهه‌ های اسب بی‌ ارباب را

 

سخت می‌لرزیدم از تصویر آن گودال سرخ

لحظه لـحظه خواب دیدم مرگ آن مهتاب را

چک چک از سرنیزه‌ها و اسب‌ها خون می چکید

آســـمــان می‌ ديــد رقــــص نــور در مــرداب را

ســرد می‌شد شعــله‌ها و باز می‌ ماندم به جا

می‌نوشتم نینوا را ... قصه‌ ی آن خـواب را

خواب بی‌تعبیرخورشید و غزل در قتلـگاه

شعر می‌کردم به یادش خون اسطرلاب را

هيچ رملی نيست تا معنا کند خواب مرا

ظهر فردا می کنی معنا برايم خواب را

/ 33 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ابراهيم قبله آرباطان

سلام کارتونو خوندم . قابل استفاده و خوب بود به ما هم سر بزنین که حتما از نظرتون استفاده خواهم کرد به یه شعر تازه که تقدیم به مادر خوبی ها - حضرت زهرا (س) شده -- به روزم و منتظرتون . در متن شعله قصد خلیلی نداشتی سیلی زدند و طاقت سیلی نداشتی ...

وبلاگ خبری

انا للله و انا اليه راجعون ! باز هم یکی پر کشید محسن رضوی شاعر جوان استان فارس هم رفت

فرشته مهر

سلام همشهری گرامی محمل شکسته به روزه و منتظر حضور شما اگه وقت نداريد فقط متن ؛نامه؛ رو بخونيد ونظر نديد ولی حتما تشريف بياريد تشکر

مجيد اس(ط)يری

سلام . اگه هنوز بيرجندرو جزو خراسان بزرگ می دونيد ديگه وقتشه بيايد سراغ بچه هايی که اين جا هستن . من چند بار قبلا به حجت خسروی گفته بودم که يه ميل به آقای بديع بزنه يه خبری از محفلای داغ اين جا بده ولی دست و دلش به کار نمی رفت . از همه جای خراسان اين جا هستن و حتی از همه جای ايران . چی بگم ديگه . چون خيليا مثل خودم دانشجو هستن و کم کم ميرن تا دير نشده اين گوشه ی خراسان رو دريابيد . ايام به کام .

علی

سلام اين جا چقد صدای چغوک به گوش آدم مياد ! بست بالا و پايينه مشه از همين جا ديد ! انگار ای صدای نقاره خانه آقايه که هنوز دره می پيچه تو گوشام ! راستی حرم رفتن ها - دعا کردن که سر جاش - اقل کم چار تا دنه گندم از طرف ما برا کفترای آقا بريزن ! باقی بقايتان

علی

سلام حالا که آمده بودن ٬ خب يک نظری مدادن دگه . باقی بقايتان

اخوان

سلام اين آدرس پرسشنامه منه. اگه لطف كنيد و اون رو پر كنيد ممنون مي شم. http://www.dokhtaran.com/amar/a17/create.asp

حسینی

شعر از گوش و هوش اين شاعر همشهری تتق می کشد

لیلم

سلام غزل مدتیست که قشنگ بود ومدتیست که غزلی به این قشنگی ندیده بودم خواستی به وب leilem.blogfa.comسری بزن چرا که مدتی است که ...[سوال]